انقد اين خودروسازهاي محترم زحمت کشيدن موتور اين ماشينو گذاشتن رو بدنه اون مال اونو گذاشتن رو اين ديگه آدم بنز هم ميبينه شک ميکنه که نکنه موتورش سمند باشه

من به اين نتيجه رسيدم که نرم افزارهاي فوتوشاپ و فوتووارپ تو شرکتهاي خودروسازي خيلي کاربرد داره عکس ماشين رو يخورده کش ميده يه ماشين جديد ميده بيرون

ميگم خودرو سازهاي داخلي هم اعجوبه اي هستن برا خودشون، جاي چراغ جلو و عقب رو عوض ميکنن پنج ميليون ميزارن رو قيمت ماشين

ديروز با پسر عموم فوتبال بازي ميکرديم
همسايمون اومد  باهاش سلام عليک کرديم
گفت پيرمردارو هم بازي ميديد
گفتم آره حاج آقا بفرمايين
گفت پير مرد باباته
گفتم هااااااااااااااا ( کلن قفل کردم)

رفتم تو سايت آموزشيه ثبت نام کنم هر چي يوزرنيم زدم ميگفت اين يوزرنيم موجود مي باشد هيچي ديگه آخرسر زدم شلغم پلو بالاخره زد ثبت نام شما با موفقيت انجام شد.موقع ورود به سايت هم زدکاربر محترم شلغم پلو ورود شما به سايت با موفق انجام شد.واقعا بايد قدر پرشين بلاگ رو بدونيم.

با اين وضعيت اشتغال فکر کنم يه روزي بشه بريم پشت ميز مصاحبه اي بشينيم که يه دهه نودي ازما سوال جواب کنه

دقت کردين پشه هاي امروزي انگار يه چيز تو مايه هاي واي فاي و وايرلس و اينجور چيزان از فاصله 3متري آدمو نيش ميزنن فکر کنم چند وقت ديگه بشينن سر برج ميلاد تو کانادا يکيو نيش بزنن

رفتم به مامانم گفتم.مامان پول بده ميخوام برم با دوستام بيرون،ميگه ندارم دادم به آبجيت که بره با دوستاش بيرون.رفتم به بابام گفتم،اونم گفت دادم به ابجيات، پول ميخواستن.رفتم به آبجيم گفتم،اونم گفت به شرطي که اتاقمو تا يه سال تميز کني.آخر فهميدم راسته که من بچشون نيستم.از تو جوب پيدام کردن.به دوستم زنگ زدم گفتم پول ندارم،نميام.گفت نوکرتم،پول چيهبيا در خدمتم.
حالا چطور خانوادم توقع دارن معتاد نشمالان اين دوستم بهم کراک هم بده تو رو در وايسي بايد بکشم.
خانواده ها دقت کنند.والاه.

آخرش تو واسه اين مملکت هيچ غلطي نميکني.
اين جمله نشان دهنده ي آينده ي روشن از سوي والدين براي ماست.

من بزرگتر بشم ميخام يه يخچال با بدنه شيشه اي درست کنم تا توش معلوم باشه تازه يه وسيله هم واسش اختراع کنم هر وقت چيزي به داخلش اضافه شد صدام بزنه.

تو مدرسه داشتن پاکت هاي جشن عاطفه ها رو جمع ميکردن اونروزم دوست نزديکم شده بود فيلمبردار بهش گفتم من انداختني ازم مخصوص فيلم بگير فردا تو مانيتور مدرسه نشون دادني شهرت بشه..
صف ما که رفت من با يه حرکت خاصي داشتم به دوريبن لبخند ميزدم که يهو پام گير کرد به گوشه پله با سر رفتم تو جعبه همه پاکت ها رفت هوا...

يه وقتايي هم اينقدر به آدم ميگن تو بايد محکم باشي تو بايد محکم باشي،
که احساس ميخ طويلگي به آدم دست ميده

اميدوارم هيچ راه نجاتي پيدانکني وقتي توخوشي هاغرقي

حيف نون ميگن:چرا همسرت رو با چاقو کشتيميگه ولله وضع ماليمون خوب نبود که تفنگ بخرم
 




تاریخ: سه‌شنبه 13 فروردین 1392
ارسال توسط sanam-lak

 

كليه مطالب اين قسمت فقط و فقط جنبه ي سرگرمي دارد و جنبه ي تمسحر آميز به هيچ قوم خاصي و افراد را ندارد با تشكر سازنده

.

 ميدوني چي از صدتا فحش بدتره ؟؟
مشترک گرامي با شارژ 1085000 ريال ديگر برنده 1000ريال اعتبار رايگان مي شويد !

تحقيقات نشون داده شوهران سيگاري تمايل بيشتري براي
گذاشتن آشغال دم در نسبت به شوهران غيرسيگاري دارند!
پس داشتن يه شوهر  سيگاري خودش يه امتيازه!

حيف نون ميرسه به يه هيئت ، از يکي جلو در ميپرسه ، آقا اينها اين تو چي کار ميکنن؟
يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن
 ميگه: اي بابا ، ايلده کنترات بده 3 روزه ميزنيم !

يه نفر ميره دزدي، چيزي پيدا نمي‌کنه؛ از لجش مشق بچه را خط ميزنه!

هيچ وقت حسرت چيزايو رو که نداري نخور
مثه عقل، فهم، شعور، درک، انسانيت ،شخصيت، خوشگلي
حالا مثلا من دارم کجا رو گرفتم !؟

براي مردهاي مجرد بايد ماليات سنگيني مقرر شود
چون اين انصاف نيست که شادتر از بقيه زندگي کنند!

توماس اديسون در بيانيه اي ياد آوري کرد
من فقط برق رو اختراع کردم
جان مادرتون واسه قبضش به من فحش ندين !

گر پيامک من ندادم سوي تو
ميکشم خجلت کنون از روي تو
من جهاد اقتصادي مي کنم
واقعا کاري عبادي مي کنم !

مردي در سالن بدن سازي از مربي خود مي‌پرسد:
با کدام دستگاه کار کنم؟
مي‌خواهم آن دختر زيبا را تحت تاثير قرار بدهم
مربي گفت : از دستگاه خودپرد از بيرون سالن استفاده کن !

جهت ترويج فرهنگ اشتغال زايي ، هم اکنون شما به سرکار رفتيد !

عاشقانه ترين حرف دوران نامزدي
اول تو قطع کن !
 



ادامه مطلب...
تاریخ: سه‌شنبه 13 فروردین 1392
ارسال توسط sanam-lak

 

روزي دو نفر در جنگل قدم مي زدند
ناگهان شيري در مقابل آنها ظاهر شد
يکي از آنها سريع کفش ورزشي اش را از کوله پشتي بيرون آورد و پوشيد
ديگري گفت بي جهت آماده نشو هيچ انساني نمي تواند از شير سريعتر بدود
مرد اول به دومي گفت : قرار نيست از شير سريعتر بدوم
کافيست از تو سريعتر بدوم
و اينگونه شد که شاخه اي از مديريت بنام مديريت بحران شکل گرفت!

بازي قديمي و پر طرفدار " نون بيار کباب ببر "
به دليل تعارض با واقعيت موجود در جامعه و تخيلي بودن آن از جمع بازي ها حذف و بازي
" چندين سيخ کباب بيار تا بتوني لقمه نوني ببري " جايگزين آن شد !

گدا ميره در خونه‌ي يه پيرزن و پيرزنه عصباني مياد دم در و ميگه باز اومدي گدايي؟
گدا هم بر ميگرده ميگه چيه انتظار داشتي بيام خواستگاري؟

به دليل گراني نان
بازي نون بيار کباب ببر
غير قانوني اعلام شد!

غضنفر تو جنگل داشته راه ميرفته لاشه يه روباه رو ميبينه رو زمين ميگه :
واي خوب شد مرده و الا گولم ميزد !

شعر  جديد سعدي پس از حذف يارانه ها :
ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کارند
تا تو تاني لقمه ناني به کف آري و سريعا بخوريش!


چشماتو نگاه کردم تمام آفرينش خدا رو توش ديدم
لوس نشو تو چشات خودمو ديدم !

يا رب ز کرم جزاي نيکي بفرست
ماشين و آپارتمان شيکي بفرست
من ميل به تک خوري ندارم، لطفا"
از اين دم بخت ها شريکي بفرست

خدا شونه هامون رو فقط براي اينکه کوله بار غممون رو روش بذاريم نيافريده
آفريده که بعضي وقتها بندازيشمون بالا و بگيم :
"به من چه !"

در خواب بديدم ? دختر لاغر ، ? پسر چاق را خوردند !
تعبير : قحطي شوهر در راه است
 



ادامه مطلب...
تاریخ: سه‌شنبه 13 فروردین 1392
ارسال توسط sanam-lak

سلام دوستان عیدتون مبارک امیدوارم سال خوبی داشته باشید.

 مار 1392 چگونه سالي است و درباره سال مار 2819

0


به این ترتیب متولدین سالهای: ۱۲۸۴، ۱۲۹۶، ۱۳۰۸، ۱۳۲۰، ۱۳۳۲، ۱۳۴۴، ۱۳۵۶، ۱۳۶۸، ۱۳۸۰، ۱۳۹۲، و... در سال مار به دنیا آمده اند
سال ۹۲ / 1392 / در بعضی گاهشمارها سال مار نامیده شده است. سالی که می گویند پر از اتفاق های عجیب و غریب است. 
Snake Year 2013 / 1392
بیش از ۷ قرن پیش وقتی مغولان به ایران حمله کردند، درکنار همه تخریب ها و تغییرهای فرهنگی که به ایران تحمیل کردند، گاهشماری چینی- اویغوری را هم وارد فرهنگ ایرانی کردند. گاهشماری که مبنای آن نامگذاری دوره ای و گردشی سال ها به نام ۱۲ حیوان بود. گاهشماری که با گاهشماری ایرانی ترکیب شد و تاکنون هم در


 

باورهای عامیانه، به آن استناد می شود. 

 
هرچند در اوایل به کارگیری گاه‌شماری حیوانی، بیشتر از مطابقت با ماه‌های هجری قمری استفاده می شد، امّا در دوره‌های بعد، بیشتر گاه‌شماری جلالی و برج‌های دوازده گانهٔ آن مورد استفاده قرار می گرفت. 

 


ادامه مطلب...
تاریخ: سه‌شنبه 13 فروردین 1392
ارسال توسط sanam-lak

 

چهارتا از مهم ترین دست آوردهای دانشگاه:

-اس ام اس دادن بدون نگاه کردن به موبایل

-خوابیدن در حالت نگاه کردن به کتاب

-کار گروهی در هنگام امتحان

-حرف زدن بدون تکون خوردن لب !


از پدران و مادران عزیز خواهشمندیم به ما نگید تنبل !

ما در حالت صرفه جویی در مصرف انرژی هستیم !



پیامک این روزهای دخترها به همدیگه!

الهی آخرین خونه تکونی مجردیت باشه

نیت کن و واسه ۳ نفر بفرست ! تا آخر عید خبرای خوبی میشنوی

اگه زنجیرو قطع کنی تا  ۳سال هیچ خواستگاری نمیبینی !


روباه به کلاغ : چه سری چه دمی، یه آواز بخون

کلاغ پیتزا زد زیر بغلش و گفت :

آن موقع که گولم زدی کلاس دوم بودم الان لیسانسم !

روباه میگه: میبینم پیر شدی پروبالت ریخته

کلاغ تا بالهاشو باز میکنه پز بده پیترا میفته !

روباهه پیتزا رو برمیداره میگه :

اوسگل اون موقع منم سرباز معلم بودم حالا استادم !


یارو به امریکاییه میگه اسمت چیه ؟ میگه وات هستم . جیمز وات.

امریکاییه میگه تو اسمت چیه ؟ یارو میگه باس هستم . آب باس .




تاریخ: جمعه 25 اسفند 1391
ارسال توسط sanam-lak

 

چهار عدد زرده تخم مرغ را جدا کرده، همراه دو قاشق غذاخوری پودر شکر و یک چهارم قاشق چای خوری وانیل با همزن برقی می‌زنیم تا کاملاً کرم رنگ و کشدار شود.

  

مواد لازم برای تهیه بستنی وانیلی

 

پودر شکر                          پنج قاشق غذاخوری

شیر                                 یک فنجان

تخم مرغ                           چهار عدد زرده

خامه                                یک بسته 200 گرمی

وانیل                                یک چهارم قاشق چای خوری

 

با این مقدار مواد لازم به اندازه سه کاسه بستنی خوری یا 8 اسکوپ بزرگ از ”‌بستنی وانیلی“خواهیم داشت.

 



ادامه مطلب...
تاریخ: پنج‌شنبه 24 اسفند 1391
ارسال توسط sanam-lak

 

همین حالا قلم و کاغذ را برداريد، يک خط کسري بکشيد، بالاي اين خط وزن تان را به کيلوگرم و زير آن قدتان را بر حسب متر به توان 2 بنويسيد، حاصل کسر را که به دست آورديد اگر 18 يا کمتر از آن بود، اين گزارش را بخوانيد، چون گزارش ما درباره ي شيوه‌ هاي چاق شدن لاغرها است؛ همان ‌ها که حاصل کسرشان 18 يا کمتر از آن شده است.

نام آزمايشي که درباره آن صحبت کرديم BMI است که از شيوه‌ هاي علمي تعيين چاقي يا لاغري افراد محسوب مي‌ شود. بر اساس اين آزمايش کساني که حاصل کسرشان بين 20 تا 25 باشد وزن طبيعي و کساني که کسرشان 25 به بالا باشد اضافه وزن دارند.

اما اگر حوصله حساب و کتاب ‌هاي پيچيده را نداريد، راهي براي محاسبه سرانگشتي اين که لاغر يا چاق هستيد هم وجود دارد. اگر مرد هستيد قدتان را به سانتي‌ متر بنويسيد و از 100 کم کنيد حاصل اين تفريق وزن تقريبي ايده ‌آل شما را نشان مي‌ دهد، اما اگر زن هستيد بايد قدتان را به سانتي‌ متر بنويسيد و به جاي 100 از 105 کم کنيد البته اين که جثه و سن شما چقدر باشد هم در وزن ايده ‌آل‌ تان دخيل است، اما به هر حال اين محاسبه، رقمي تقريبي از وزني که بايد داشته باشيد را به شما ارائه مي‌ دهد.

گام اول براي چاق شدن: دليل لاغري را بفهميد

برليانت بزرگمهر، مشاور تغذيه و رژيم درماني در گفتگو با جام‌ جم نخستين قدم براي چاق شدن را پيدا کردن دليل آن مي ‌داند چرا که معتقد است بسته به نوع لاغري راه درمان آن هم متفاوت است.

مسوول کميته آموزش همگاني انجمن تغذيه ايران، در اين باره به ذکر مثال ‌هايي مي ‌پردازد و مي‌ گويد: يکي از دلايل لاغري، پُرکاري غده ي تيروئيد است که باعث افزايش سوخت و ساز در بدن مي ‌شود. در اين صورت هر چقدر هم غذا بخوريد به دليل سوخت و ساز بالاي بدن، لاغر مي ‌مانيد.

به گفته ي او، عامل ديگر لاغري بيماري بي ‌اشتهايي عصبي است و بيماراني که بي ‌اشتهايي عصبي دارند براي چاق شدن بايد ابتدا، عوامل استرس ‌زا را در ‌اطراف خود کاهش دهند.

از سويي ديگر برخي افراد، لاغري را از خانواده ‌هاي‌ شان به ارث مي ‌برند که به گفته اين مشاور تغذيه معمولا پس از طي دوران نوجواني و جواني، چاق مي‌ شوند. بنا به تعريف بزرگمهر، لاغري وقتي ايجاد مي ‌شود که دريافت انرژي از طريق مواد غذايي کمتر از مصرف آن در بدن باشد.

او اظهار مي ‌کند لاغر‌ها به 2 گروه سالم و بيمار تقسيم مي ‌شوند. لاغرهاي سالم، معمولا در طول زمان اضافه وزن پيدا مي‌ کنند، اما لاغر‌هاي بيمار، کم غذا هستند و مواد مغذي لازم به آن ها نمي‌ رسد و به همين دليل بايد به پزشک مراجعه کنند.
 



ادامه مطلب...
تاریخ: پنج‌شنبه 24 اسفند 1391
ارسال توسط sanam-lak

تو ماه را دوست داری من
ماه هاست که تو را …
.
.
قول میدهم لام تا کام حرفى نزنم
فقط بگذار از”دال تا میم” بگویم ، بگذار بگویم که “دوستت دارم”
دیگر لام تا کام حرفى نمیزنم …
.
.
سفری به دور دنیاست وقتی دستانم تا انتها رویت را نوازش می کنند …
.
.
نمی دانم هم اکنون در کجا مشغول لبخندی
فقط یک آرزو دارم ، که در دنیای شیرینت میان قلب تو با غم نباشد هیچ پیوندی
.
.
تو باشی ، من باشم و دیگر هیچ …
دنیا هم ارزانی خودشان !
.
.
حکایت بارانی بی امان است …
این گونه من دوستت می دارم …
بند نمی آید !

.
.
ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻣﻴﺒﺎﺭﻡ … ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﺭﻧﮕﻴﻦ ﻛﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﻳﻢ ﺑﺎﺵ !
.
.
من میتونم دنیا رو یه دستی فتح کنم به شرطی که اون دست دیگه ام رو تو گرفته باشی …
.
.
این روزها بدجور به تو آغشته ام ، از صافی ردم کن و ببین که جز تو هیچم نمی ماند !
.
.
دستم نمی رسد به بلندای چیدنت
باید بسنده کنم به رویای دیدنت
.
.
حکایت عشق من به تو ، حکایت عشق آسمان به زمین است
گرچه از هم دورند و به هم نمیرسند اما گاهی دل آسمان میگیرد و برای زمینش دلی سیر میبارد …
.
.
دردیده ما نقش رخ دوست اگر نیست
یادش به دلم لحظه ای ازسینه جدا نیست
درسینه بی کینه ی ما نقش تو جاریست
هرچند که در دیده ما جای تو خالیست
.
.
بنام دوگل بهشت
یکی عشق و دیگری سرنوشت
به قلم گفتم بنویس ؟ هرچه دلش خواست نوشت
مارا خاک پای دوست ، دوست را تاج سر ما نوشت …
.
.
خواسته یا ناخواسته میگیم : مواظب خودت باش !
مواظب خودت باش یعنی فکرم پیش توئه !
مواظب خودت باش یعنی برام مهمی !
مواظب خودت باش یعنی نگرانتم !
مواظب خودت باش یعنی دوستت دارم !
مواظب خودت باش یعنی به خدا می سپارمت !
مواظب خودت باش یعنی از الان دلم واست تنگ شده !
مواظب خودت باش یعنی … واقعا مواظب خودت باش …
.
.
ﺑﻮﺩ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻗﻮﺕ ﺩﻝ
ﻣﻨﻮﺭ ﺷﺪ ﺯ ﯾﺎﺩﺕ ﺳﺎﺣﺖ ﺩﻝ
ﺑﻪ ﻫﺮ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺩﻝ ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﺩ
ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻗﯿﻤﺖ ﺩﻝ
.
.
شاید تکراری باشد ولی گاهی ، بعضی چیزها ارزش هزاران بار تکرار را دارند …
تکرار می کنم ، تکرار می کنم : دوستت دارم …
.
.
همیشه با تو راهی هست ، حتی توی کوچه های بن بست …
.
.
به کسانی که در لابه لای مشغله شان وقتی برای شما پیدا می کنند احترام بگذارید !
اما عاشق کسانی باشید که وقتی شما به آنها نیاز دارید هرگز به مشغله شان نگاه نمی کنند …
.
.
خریدار ندارد دلی که برایت لک زده !!!
.
.
تو میدونی که آغوشت تمام سهمم از دنیاس …
تویی رو از خدا میخوام ک اینقد ساده و زیباس …
.
.
دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست
تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست
قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست
گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست
آسمانی ! تو در آن گستره خورشیدی کن
من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست
من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست
.
.
فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز
که همین شوق مرا ، خوب ترینم ، کافی ست …
.
.
در دنیا فقط ۳ نفر هستند که بدون هیچ چشم داشت و منتی و فقط به خاطر خودت خواسته هایت را برطرف می کنند !
پدر و مادرت و نفر سومی که خودت پیدایش می کنی …
.
.
در دیاری که تو آنجا باشی ، بودن آنجا کافیست …
آرزو های دگر ، اوج بی انصافیست …
.
.
من نباشم ، دنیا یک من کم دارد …
تو که نباشی ، من یک دنیا کم دارم …
.
.
تو تک ستاره منی منم اسیر بودنت
از ته دل داد میزنم میمرم از نبودنت

.

.

اری از پشت کوه آمده ام…

چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت، حرام خورد؟!

برای عشق خیانت کرد

برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد

برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند

وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم

می گویند: از پشت کوه آمده!

ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگ ها باشد، تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ!/...ساکار




تاریخ: چهارشنبه 23 اسفند 1391
ارسال توسط sanam-lak

خوابـگاه دخــتـران ( شب )

سکـانس اول: (دخــتر «شبنم» نامي با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» مي شود و او را در حــال گريه مي بيــنـد.) شبنم:ِ وا!... خاک بـرسرم! چــرا داري مثــل ابـر بهـار گريـه مي کـني؟!

لالـه: خـدا منـو مي کشـت اين روزو نـمي ديدم. (همچـنان به گريـه ي خود ادامــه مي دهـد.)

شبنم: بگـو ببـينم چي شـده؟

لالـه: چي مي خواســتي بشـه؟ امروز نـتيجه ي امتـحان <آناتومي!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــي که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـني که بـه اميـد 20 سر جلـسه ي امتحــان نشـسته بودم، ديــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گريه افزوده مي شــود)
شبنم: (او را در آغــوش مي کشـد) عزيـزم... گـريه نـکن. مي فهـممت. درد بـزرگيــه! (بغـض شبنم نيز مي ترکـد) بهتـره ديگـه غصه نخـوري و خودتـو براي امتحـان فـردا آمـاده کنـي. درس سخت و حجيــميـه. مي دوني کـه؟

لالـه: (اشک هايش را آرام آرام پـاک مي کنـــد) آره. مي دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـراي امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! مي فهـمي شبنم؟فقط 8 دور... (دوبـاره صـداي گريـه اش بلـند مي شود) حالا چه جــوري سرمـو جلوي نـازي و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

شبنم: عزيزم... ديگــه گريه نکن. من و شهــره هم فقط 7 - 8 دور تـونســتيم بخـونيم! ببـين! از بـس گريه کردي ريـمل چشمــاي قشـنگ پاک شـد! گريـه نکن ديـگه. فکـر کردن به ايـن مســائل کـه مي دونـم سخــته، فايده اي نـداره و مشــکلـي رو حـل نـمي کنـه.

لالـه: نـمي دونـم. چـرا چنـد روزيـه که مثـل قديم دلـم به درس نـميره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بيـدار شـدم. باورت مـيشه؟!

(در هميــن حال، صـداي جيــغ و شيـون از واحـد مجـاور به گوش مي رسـد. اسـترس عظيـمي وجـودِ شبنم و لالـه را در بر مي گيــرد! دخـتري به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق مي شـود.)

شبنم: چي شـده فرشــتـه؟!

فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنيـد... نـازي داشت واسـه بيــستمـين بـار کتــابشـو مي خـوند که يـه دفعــه از حـال رفت!

شبنم: لابــد به خـودش خيلي سخــت گرفته.

فرشــته: خب، منــم 19 بـار خونـدم. اين طـوري نـشدم! زود باشيــد، ببـريـمش دکتــر.

(و تمــام ساکنـين آن واحـد، سراسيـمه براي ياري «نــازي» از اتـاق خارج مي شـونـد. چـراغ ها خامـوش مي شود.)

خوابــگاه پســران (شـب)

سکــانـس دوم: (در اتـاقي دو پـسر به نـام هاي «مهـدي» و «آرمــان» دراز کشــيده انـد. مهـدي در حال نصـب برنـامه روي لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبي روي چـند برگـه است. در هـمين حـال، هم واحدي شـان، «ميـثــاق» در حـالي که به موبايـلش ور مي رود وارد اتــاق مي شـود)

ميثـــاق: مهـدي... شايـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داريـم.

مهـدي: نـه! راســته. امتـحان پايــان تــرمه.

ميثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.

مهـدي: آره... منــم يه چنـد دقـيقه پيـش فهمـيدم. حالا چيــه مگـه؟! نگـراني؟

ميثــاق: مـن و نـگراني؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره مي کنـد) واي واي نيگــاش کـن! چه خرخـونيــه اين آقـا آرمـان! ببيــن از روي جـزوه هاي زيـر قابلمــه چه نـُـتي بـر مي داره!!

آرمـــان: تـو هم يه چيزي ميگــيا! ايـن برگـه هاي تقـلبه کـه 10 دقيـقــه ي پيـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. بچه هاي  کلاس مـا که مثـل بچه هاي  شما پايـه نيســتن. اگـه کسي بهت نـرسوند، بايــد يه قوت قلــب داشته باشي يا نـه؟ کار از محکـم کاري...

مـهدي: (همچــنان که در لپ تاپــش سيــر مي کنـد) آرمــان جـون... اگه واسـت زحمـتي نيست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـويس. دستـت درست!

در هميـن حــال، صـداي فريـاد و هياهـويي از واحـد مجـاور بلـند مي شود. پسـري به نـام «رضـا» با خوشحـالي وسط اتـاق مي پـرد)

ميـثــاق: چـت شده؟ رو زمــين بنـد نيـستي!

رضــا: پرسپوليس همين الان دوميشم خورد!!!

مهـدي:اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه..... .!!!

و تمــام ساکنيـن آن واحـد، براي ديـدن ادامـه ي مسـابقـه به اتاق مجـاور مي شتـابنـد. چراغ هـا روشــن مي مانند.!
 




تاریخ: چهارشنبه 23 اسفند 1391
ارسال توسط sanam-lak

 

غر زدن يک بيماري تاريخي در ميان مردم و شايد برخي مسئولان کشور که آنها هم جزئي از مردم هستند است.البته ناگفته نماند چندي است گروهي معروف به روشنفکران بيشتر از ديگران به معقوله غر زدن روي آوردند پس مانند شعر زير غر بزن تا روشنفکر باشي:

 

صبح تا شب، مستمر غر مي زنيم
ما اصولاً بيشتر غر مي زنيم

******
طبق تحقيقات، حتي توي خواب
يا به پهلو يا دمر غر مي زنيم

******
صبح بعد از پاشدن از خواب هم
ابتدا يک مختصر غر مي زنيم

******
توي منزل هم اگر ممکن نشد
مي رويم اين دور و بر غر مي زنيم

******
ظاهرا خوب است، حالي مي دهد
علتش اين است اگر غر مي زنيم

******
هر کجا باشيم، در آپارتمان
يا که ويلا و کپرغر مي زنيم

******
پشت رل در مرسدس بنزي قشنگ
يا که بر پالان خر غر مي زنيم

******
گاه گاهي نم نمک يا زير لب
گاه گاهي با تشر غر مي زنيم
 



ادامه مطلب...
تاریخ: چهارشنبه 23 اسفند 1391
ارسال توسط sanam-lak
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران