لزن به شوهر :
مي خواي دفتر يادداشتت باشم تا هميشه همراهت باشم ؟
مرد :
عزيزم سر رسيدم باش تا هر سال عوضت کنم !
زن به مرد :
عزيزم تو از چيه من بيشتر خوشت ميآد ؟
از اخلاق خوبم يا از تيپم !؟
مرد : از هيچکدوم عزيزم ! من از اعتماد به نفست خوشم مياد !!!
هر زني دو مرد را دوست دارد !
يکي ساخته تخيلات اوست ! و ديگري هنوز به دنيا نيامده !!!
مژده به آقايان :
پژو 405 بدون اير بگ ، بدون کمربندايمني ، آماده آتش سوزي بدون دليل !
دوگانه سوز و آماده انفجار ، بهترين هديه براي همسر دلبندتان !!!
چرا روان درماني مردها کمتر از زنها طول ميکشه؟
معمولا" بايد در روان درماني به دوران کودکي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر مي برند!
مذيت مذکر بودن :
1? دختر نيستيد !
2? هميشه خودتون هستيد! (100 مدل آرايش نمي کنيد)
3? فقط شما مي تونيد رئيس جمهور بشيد!
4? فقط شما مي تونيد بريد ورزشگاه آزادي و فوتبال ببينيد!
5? براي دعوا کردن به بابا يا داداش بزرگتر احتياج نداريد !
6? توي اتوبوس جاي بيشتري نسبت به دخترا داريد !
7? در کمتر از 10 دقيقه مي تونيد دوش بگيريد!
8? هر جور که بخواهيد لباس مي پوشيد!
9? در کمتر از 2 دقيقه لباس مي پوشيد و آماده مي شيد!
10? و مهمتر از همه اينکه شما هيچ وقت نمي ترشيد!
11? از هرکي بخواهيد ميتونيد بپرسيد ساعت چنده !
فالگير : فردا شوهرتون ميميره
زن : اينو که خودم ميدونم . بهم بگو گير پليس مي افتم يا نه؟
ببين خانوم ، تو روزنامه نوشته که مردها به طور متوسط در روز از پانزده هزار کلمه براي
صحبت کردن استفاده ميکنند ولي زنها از سي هزار کلمه . ديدين ثابت شد شما زنها
بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟ خانم : هيچ هم همچنين چيزي نيست . فوقش ثابت
شده که ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره …! ببخشيد چي
گفتي؟؟
مرد به خدا مي گه: چرا زن رو زيبا آفريدي ؟
خدا مي گه: واسه اينکه تو دوستش داشته باشي
دوباره مي پرسه پس چرا ناقص العقله ؟
خدا هم درجواب ميگه:
واسه اين که تورو دوست داشته باشه !!!
ادامه مطلب...
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست
وقتي ناله هاي خرد شدنت زير پاي بارون
نواي دل انگيزي شد چه فرقي مي کند برگ سبز کدام درختي
عشق لالايي بارون تو شباست ، نم نم بارون پشت شيشه هاست
لحظه شبنم و برگ گل ياس ، لحظه رهايي پرنده هاست
لحظه عزيز با تو بودنه ، آخرين پناه موندن منه
توي زندگيت بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شيشه ميکوبي
ابر باش که منتظرت باشند که ببياري
يادگاري واسه بارون ، آرزوهايي که خاک شد
وقتي رفتي زيبا ، انگار روح از تنم جدا شد
نيمکت چوبي کهنه نم گرفته زير بارون ، زير سقف بي قرار شاخه هاي بيد مجنون
ابر بي طاقت پاييز مثل من چه بي ستارست ، مثل من شکسته از اين نامه هاي پاره پارست
باران در گلوي من ابر ِ کوچکي ست ، ميشود مرا بغل کني؟
قول ميدهم گريه کم کند
بر سرم
چتر گرفت؛
به تماشا
ايستادند
باران و رهگذران
بارون و دوست دارم هنوز / چون تو رو يادم مياره
حس مي کنم پيشه مني / وقتي که بارون مي باره
ادامه مطلب...
عشق يعني
تا حالا شده عاشق بشين؟؟؟
ميدونين عشق چه رنگيه؟؟؟
ميدونين عشقق چه مزه اي داره؟؟؟
ميدونين عشق چه بويي داره؟؟؟
ميدونين عاشق چه شکليه؟؟؟
ميدونين معشوق چه کار ميکنه با قلب عاشق؟؟؟
مدونين قلب عاشق براي چي ميزنه؟؟؟
ميدونين قلب عاشق براي کي ميزنه؟؟؟
ميدونين ...؟؟؟
اگه جواب اين همه سئوال رو ميخواين! مطلب زير رو بخونين...خيلي جالب و آموزندس...
وقتي
يه روز ديدي خودت اينجايي و دلت يه جاي ديگه … بدون كه كار از كار گذشته و تو عاشق شدي
طوري ميشه كه قلبت فقط و فقط واسه عشق مي تپه ، چقدر قشنگه عاشق بودن و مثل شمع سوختن
همه چي با يک نگاه شروع ميشه
اين نگاه مثل نگاهاي ديگه نست ، يه چيزي داره که اوناي ديگه ندارن ...
محو زيبايي نگاهش ميشي ، تا ابد تصوير نگاهش رو توي قلبت حبس مي كني ، نه اصلا مي زاريش توي يه صندوق ، درش رو هم قفل مي كني تا كسي بهش دست نزنه.
حتي وقتي با عشقت روي يه سكو مي شيني و واسه ساعتهاي متمادي باهاش حرفي نمي زني ، وقتي ازش دور ميشي احساس مي كني قشنگترين گفتگوي عمرت رو با كسي داري از دست ميدي.
مي بيني كار دل رو؟
شب مي آي كه بخوابي مگه فكرش مي زاره؟! خلاصه بعد يه جنگ و
جدال طولاني با خودت چشات رو رو هم مي زاري ولي همش از خواب ميپري ...
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه , گوشت بدن خودشو میکند
و میداد به جوجه هاش میخوردند
زمستان تمام شد و کلاغ مرد!
اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند:
آخی خوب شد مرد, راحت شدیم از این غذای تکراری!
این است واقعیت تلخ روزگار ما..!
عکسهایی که می بینید انگار شبیه حادثه ای است خارج از آسمان زمین!
این تعبیر مردمی است که دیروز نادرترین ابرهای رعد و برق ساز و طوفان همراه صاعقه عمرشان را موسوم به supercells در مونتانا دیدند.

بقیه عکس ها در ادامه مطلب
ادامه مطلب...
مثه خوابي…مثه رويا
مثه آرامش دريا
مثه آسمون آبي
آرومي وقتي که خوابي
مثه پروانه نجيبي
تو يه روياي عجيبي
مثه ياساي تو باغچه
مثه آينه تو تاغچه
مثه چشمه ي زلالي
انگاري خواب و خيالي.
.
.
.
بي تو من موندم و رويا
خسته از تموم دنيا
يه دل تنگ شکسته
دو تا چشم خيس خسته
روزا تب دار شبا بيدار
يه تن خسته بيمار
مثه يه مرده سر دار
از خودم از همه بيزار
له له لحظه ديدار
بينمون ديوارو ديوار
ادامه مطلب...
هر وقت من يک کار خوب مي کنم مامانم به من مي گويد بزرگ که شدي برايت يک زن خوب مي گيرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تايش را به من داده است
حتمن ناسرادين شاه خيلي کارهاي خوب مي کرده که مامانش به اندازه استاديوم آزادي برايش زن گرفته بود. ولي من مؤتقدم که اصولن انسان بايد زن بگيرد تا آدم بشود ، چون بابايمان هميشه مي گويد مشکلات انسان را آدم مي کند.
در عزدواج تواهم خيلي مهم است يعني دو طرف بايد به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خيلي به هم مي خوريم.
از لهاز فکري هم دو طرف بايد به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولي مامانم مي گويد اين ساناز از تو بيشتر هاليش مي شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نيست چه بسيار آدم هاي بزرگي بوده اند که کارشان به تلاغ کشيده شده و چه بسيار آدم هاي کوچکي که نکشيده شده. مهم اشق است !
اگر اشق باشد ديگر کسي از شوهرش سکه نمي خواهد و دايي مختار هم از زندان در مي آيد من تا حالا کلي سکه جم کرده ام و مي خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.
مهريه و شير بلال هيچ کس را خوشبخت نمي کند. همين خرج هاي ازافي باعث مي شود که زندگي سخت بشود و سر خرج عروسي داييمختار با پدر خانومش حرفش بشود دايي مختار مي گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شايد حقوق چتر بازي خيلي کم بوده که نتوانسته خرج عروسي را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ايم که بجاي شام عروسي چيپس و خلالي نمکي بدهيم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتي مي خوري خش خش هم مي کند!
اگر آدم زن خانه دار بگيرد خيلي بهتر است و گرنه آدم مجبور مي شود خودش خانه بگيرد. زن دايي مختار هم خانه دار نبود و دايي مختار مجبور شد يک زير زميني بگيرد. ميگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پايين! اما خانوم دايي مختار هم مي خواست برود بالا! حتمن از زير زميني مي ترسيد. ساناز هم از زير زميني مي ترسد براي همين هم برايش توي باغچه يک خانه درختي درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است.
قهر بهتر از دعواست. آدم وقتي قهر مي کند بعد آشتي مي کند ولي اگر دعوا کند بعد کتک کاري ميکند.
سلام بچه ها اين مطلب فقط درون مايه طنز داره ...........منظورم کس خاصي نيست.وناراحتم نشيد لطفا فقط لبخند بزنيد.
1ـ روش کوزه ايي : همان روش قرن هاي قديم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه مي رفت پسر به کوزه مي خوره کوزه بشکست و بعد چنين گفته اند که : اگر با من نبودش هيچ ميلي چرا ظرف مرا بشکست ليلي نتيجه گيري : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشي شدن آبه .
2ـ روش عرفاني : چهل شبانه روز جلوي خونه رو آب و جارو ميکني و ده تا شمع روشن ميکني شکلات بين مردم تقسيم ميکني تا مرد آرزوهات بياد. نتيجه گيري : در صورت کمبود شمع ميتونين فانوس هم روشن کنين .
3ـ روش سوسکي : بخاطر ترس از يه سوسک که حتي ميتوني خودت اون رو تو خونه يا کوچه کار بزاري همچين محکم ميپري تو بغلش و بهش مي چسبي که هيچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه . نتيجه گيري : با تشکر از کليه سوسک هاي محترم مقيم مرکز و حومه .
4ـ روش تيپ : انواع تيپ هاي مختلف روي خودت پياده ميکني بيست و دو کيلو لوازم آرايش روي خودت خالي ميکني و سعي ميکني تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوري که هرکس که تو خيابونه مجبور بشه حتما يک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خيابون مي ايستي تا شوهر مناسب سوارت کنه . نتيجه گيري : خطر احتمال از بين رفتن آبروي چندين و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نيست اين دفه !
5 ـ روش خر خوني : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بيست کلاس ميشي بلاخره تو کل سال هاي مدرسه يه خر خون ديگه پيدا ميشه که بياد سراغت و باعث بشه که نترشي . نتيجه گيري : اگه شوهر پيدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدين و بعد ترک تحصيل کنين.
6ـ روش مايه داري : با دوستان توي انواع پارتي هاي شبانه و پيست هاي اسکي و باشگاه هاي بيليارد و بولينگ هر کوفت و زهر مار ديگري که ميتوني شرکت ميکني و حواست فقط به يه شوهر مناسب هست تا چيز هاي ديگه . نتيجه گيري : سعي کنين هميشه چند ميليون در کيف خود داشته باشين.
7ـ روش مذهبي : توي انواع مجالس مختلف مذهبي شرکت ميکني توي هيچ چيز کم نمي آري جايي نيست که مراسمي باشه و تو اونجا نباشي تا بلاخره يه شوهر گيرت بياد . نتيجه گيري : التماس دعا خواهر .
8 ـ روش فاميلي : يه کاغذ بر ميداري و اسم تمام پسرهاي فاميل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش مي نويسي بعد شروع به بررسي و تفکيک ميکني و اونهايي که شرايط را دارن رو انتخاب ميکني و يه برنامه ريزي براي عمليات تاکتيکي که بلاخره يه کدوم رو خفت کني . نتيجه گيري : مي تونين روي يه بچه پنج ساله براي بيست سال آينده برنامه بريزين
9روش نامردي : جلوي يکي از اين ماشين هاي پليس يه دفعه مي پري پسره رو ميگيري تو بغلت و دستت رو ميکني تو دستش و ازش... (سانسور ) ميگيري تا بعد از تعهد توي کلانتري مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته اين روش براي اونهايي است که از کليه روش هاي بالا نا اميد شده اند
يارو زبونش ميگرفته،
ميره داروخونه مي گه: آقا ديب داري؟
کارمند داروخونه مي گه:
ديب ديگه چيه؟
يارو جواب مي ده: ديب
ديگه. اين ورش ديب داره، اون ورش ديب داره.
کارمنده مي گه: والا ما
تا حالا ديب نشنيديم. چي هست اين ديب؟
يارو مي گه: بابا ديب،
ديب!
طرف ميبينه نمي فهمه،
مي ره به رئيس داروخونه مي گه.
اون ميآد مي پرسه: چي
ميخواي عزيزم؟
يارو مي گه: ديب!
رئيس مي پرسه: ديب ديگه
چيه؟
يارو مي گه: بابا ديب
ديگه. اين ورش ديب داره، اون ورش ديب داره.
رئيس داروخونه مي گه:
تو مطمئني که اسمش ديبه؟
يارو مي گه: آره بابا.
خودم دائم مصرف دارم. شما نميدونيد ديب چيه؟
رئيس هم هر کاري ميکنه،
نمي تونه سر در بياره و کلافه مي شه.
يکي از کارمنداي داروخونه
ميآد جلو و مي گه: يکي از بچههاي داروخونه مثل همين آقا زبونش ميگيره.
فکر کنم بفهمه
اين چي ميخواد. اما الان شيفتش نيست.
رئيس داروخونه که خيلي
مشتاق شده بود بفهمه ديب چيه، گفت: اشکال نداره. يکي بره دنبالش، سريع
برش داره بيارتش.
ميرن اون کارمنده رو
ميارن. وقتي مي رسه، از يارو ميپرسه: چي مي خواي؟
يارو مي گه: ديب!
کارمنده مي گه: ديب؟
يارو: آره.
کارمنه مي گه: که اين
ورش ديب داره، اون ورش ديب داره؟
يارو ميگه: آره،
همونه.
کارمند ميگه: داريم! چطور
نفهميدن تو چي مي خواي!؟
همه خيلي خوشحال شدن که
بالاخره فهميدن يارو چي مي خواد. کارمنده سريع مي ره توي انبار و ديب رو ميذاره توي
يه کيسه نايلون مشکي و مياره مي ده به يارو و اونم مي ره پي کارش.
همه جمع مي شن دور اون
کارمند و با کنجکاوي ميپرسن: چي ميخواست اين؟
کارمنده مي گه: ديب!
ميپرسن: ديب؟ ديب ديگه
چيه؟
مي گه: بابا همون که اين
ورش ديب داره، اون ورش ديب داره!
رئيس شاکي مي شه و مي
گه: اينجوري فايده نداره. برو يه دونه ديب ور دار بيار ببينيم ديب چيه؟
کارمنده مي گه: تموم شد.
آخرين ديب رو دادم به اين بابا رفت!
*دلم خنک شد، آخر نفهميدين ديب چيه*
آیا می دانید که اگر شما در حال حمل قرآن باشید، شیطان دچار درد شدید در سر میشود؛
و باز کردن قرآن، شیطان را تجزیه می کند؛
و با خواندن قرآن، به حالت غش فرو میرود؛
و خواندن قرآن باعث در اغما رفتنش میشود؟
و آیا شما می دانید که هنگامی که می خواهید این پیام را به دیگران ارسال کنید، شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف کند؟
فريب شيطان را نخور!
پس این حق را دارید که این پست رو کپی کنید و توی وبتون قرار دهيد.
